خرید بک لینک
23/1/99 _ 1:35 بامداد تو لب تابم با کارهای پایان کار نامه م کشتی میگرفتم که وقتی دیدم لامصب چقد کار داره دستم ناخودآگاه اومد و این صفحه رو باز کرد ! مغز مریضم نشست و همه ی کامنت های بود و نبود خوند ... و دلم براتون تنگ شد ! برای همه تون لعنتی ها ... برای همه روزهایی که تلگرام و واتس اپ و وایبر نبود ... چقد تو این صفحه خندیدیم و دعوا کردیم و آشتی کردیم و گریه کردیم ... ! + تو این روزهایی که کرونا قرنطینه مون کرده ؛ حافظه به کجاها که نمیبره ... + بوی بچگی میده اینجا ! بوی خاکِ بارون خورده ! بوی

برچسب: نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 5:00

خرای بی وفای عزیزم عرضم به خدمتتون که میخوام سرقفلی اینجا رو بزنم به نام خودم دیگه راتون ندم ! بره خودم بنبیسم ! گذر عمر خودم رو به تماشا بنشینم ( که بعد چن وقت این بلاگفای خیر ندیده بزنه همشو پاک کنه )پ.ن: در این مقطع از عمرم دارم تخصص زنان و زایمان میخونم ! عشق همیشگی م بوده که همیشه ازش میترسیدم ! کلا من هر وقت عاشق شدم عاشق چیزها و افراد خطرناکی شدم ! ینی میدونستم دهنمو سرویس میکنه اخرش ؛ ولی عاشقش بودم دیگه (یک سادیسم منحصر به فرده که افراد نادری دارن ) ! ولی برخلاف عشق های قبلی که همه من

برچسب: نویسنده: طاها قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 5:00

صفحه بندی